فتح اله بی نیاز و روایت داستان
„اما بپردازيم به گروه دوم كه منتقدان ميانه سال، سال مند و كهن سال را دربر می گيرد. اين گروه بعضاً كارهاى خوبى عرضه کرده اند، اما يا به صورت كتاب مدون نشده اند، يا اگر شده اند، متاًسفانه ديده نشده اند و مهجور مانده اند. نگاهى بيندازيد به كتاب „روايت داستان“ نوشته محمود فلكى يا نظريه رمان و ويژگی هاى رمان فارسى نوشته محمدرفيع محموديان يا در عرصه نقد مشخص، كتاب الهام یکتا موسوم به ازل تا ابد يا كتاب سايه هاى روشن در داستان هاى جلال نوشته جواد اسحاقيان يا نقدهاى پراكنده بهروز شيدا كه تعئين تراز كيفى و سطح علمى آن ها را به صاحب نظران می سپارم. نام هاى اشخاص و كتاب ها خيلى بيش تر از اين ها است. این ها را نماينده بقيه تلقى كنيد. پرسش اين جا است چرا اين جستارها و نقدها ديده نشده اند و هنوز هم ديده نمی شوند؟ آيا غير از اين است كه اولاً نقد در جامعه ما به طور كلى منزلت لازم را ندارد، ثانياً بعضى افراد كه تريبون هائى در اختيار دارند، براى معرفى اين آثار رغبتى از خود نشان نمی دهند؟ ممكن است مرا بدبين بدانيد. شايد هم باشم. من به اين يقين رسيده ام كه به قول داستايفسكى ما انسان ها براى رنج دادن يك ديگر به دنيا می آئيم و درنهايت هم موجودات بدبخت و وحشت ناكى هستيم. بارزترين جلوه و نمود اين ايده ها را در تنگ نظریمان می شود ديد. حسادت را ناديده می گيرم و فقط روى تنگ نظرى تأكيد می كنم؛ امرى كه جدا از تمام كم بودها به صورت يكى از عامل ها و آفت هاى اصلى ادبيات، به خصوص نقد ما درآمده است.
هزار و يك عامل فرهنگى، اجتماعى و سياسى در پائين ماندن نقد ما مؤثرند، اما همين تنگ نظرى كه گاه به تنهائى با آن ها برابرى می كند، اجازه نمی دهد نقد قوى، مقاله و جستار علمى در عرصه نظريه و نقد ادبى به اطلاع دوست داران اين رشته برسد. روى داستان يا مطلب تكرارى و ميان مايه چند نقد نوشته می شود، اما „روايت داستان“ محمود فلكى (كه در عمرم او را نديده و صدايش را نشينده ام) يا كار ارزش مند نظريه رمان و ويژگی هاى رمان فارسى محموديان (كه او را هم هرگز نديده ام) چنان مهجور می مانند كه گوئى اصلاً چاپ نشده اند. „
فتح اله بی نیاز
نافه، و سایت آینه ها
برای آگاهی بیشتر از کتاب „روایت داستان“ (تئوری های پایه یی داستان نویسی) لینک زیر را کلیک کنید!